پایگاه اطلاع رسانی وحفظ ونشر آثار علی داوری مرام

Information Base Official Ali Davari Maram

پایگاه اطلاع رسانی وحفظ ونشر آثار  علی داوری مرام

فعال"مدنی،اجتماعی،فرهنگی ودینی وحقوق بشر
عضو بنیاد باران
عضو انجمن حقوقدانان ایران
طلبه،نویسنده،شاعر،بسیجی
عضو مجمع جهانی صلح اسلامی
عضو انجمن مطالعات سازمان ملل متحد
عضو گروه ترویجی دوستداران محیط زیست
عضوانجمن علمی آیین دادرسی مدنی ایران
عضو انجمن حمایت از حقوق مدنی شهروندان
همکارکارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه
موسس ومدیریت یک دوره خیریه موسی الکاظم
عضو ستاد خادمان افتخاری دبیرخانه انجمن ها و قطب های علمی حوزه های علمیه
مسئول کانون فرهنگی هنری ثامن الحجج شهر ری(92-90)
مسئول کتابخانه حوزه آیت الله خادمی اصفهان(سال93-92)
عضو شورای عالی طلاب(ابان ماه97-96 لغایت مهرماه98-97)
مسئول بسیج طلاب شهید آیت الله مدرس(ابان ماه97-96 لغایت مهرماه98-97)

یکی از اهداف پیامبر اسلام(ص) برای توسعه جامعه مسلمانان، تعالی انسان ها و کاهش نابرابری ها و به خصوص تغییر وضعیت زنان از طریق اصلاحات فرهنگی، اجتماعی، ساختار حقوقی و تغییر تدریجی باورها و ارزش ها بود که این مهم را از رهیافت امور دینی فراهم می آورد. در این میان، رویکرد توانمندسازی به عنوان روشی نوین در مسیر توسعه اسلام، اهمیت ویژه ای داشت. در رسالت پیامبر اسلام (ص) رﺳـﻴﺪن ﺑـﻪ جامعه توانمند ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻳﻚ ﺣﺮﻛﺖ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ داشته ﻛﻪ بخشی از آن ﺷـﺎﻣﻞ اﺻـﻼﺣﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، و ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺗﺪرﻳﺠﻲ ﺑﺎورﻫﺎ و ارزش ﻫﺎ در خصوص زنان بوده است و این هدف در بعثت پیامبر اسلام (ص) نمودی روشن دارد.

متن کامل در ادامه مطلب.

یکی از اهداف پیامبر اسلام(ص) برای توسعه جامعه مسلمانان، تعالی انسان ها و کاهش نابرابری ها و به خصوص تغییر وضعیت زنان از طریق اصلاحات فرهنگی، اجتماعی، ساختار حقوقی و تغییر تدریجی باورها و ارزش ها بود که این مهم را از رهیافت امور دینی فراهم می آورد. در این میان، رویکرد توانمندسازی به عنوان روشی نوین در مسیر توسعه اسلام، اهمیت ویژه ای داشت. در رسالت پیامبر اسلام (ص) رﺳـﻴﺪن ﺑـﻪ جامعه توانمند ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻳﻚ ﺣﺮﻛﺖ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ داشته ﻛﻪ بخشی از آن ﺷـﺎﻣﻞ اﺻـﻼﺣﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، و ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺗﺪرﻳﺠﻲ ﺑﺎورﻫﺎ و ارزش ﻫﺎ در خصوص زنان بوده است و این هدف در بعثت پیامبر اسلام (ص) نمودی روشن دارد.

 

هدف پیامبر اسلام(ص) انسان سازی مبتنی بر تقویت روح و اتمام مکارم اخلاق در جامعه ای بود که مشکلات اصلی آن جهل، بی هدفی، غفلت، عقب ماندگی، فرودستی و بی اعتنایی به نقش انسان در جهان آفرینش و جامعه بشری بود و این مهم با آگاهی بخشی و مشارکت در اصلاح فردی و اجتماعی اعراب صدر اسلام آغاز گردید و انسان هایی والا نسبت به تعهد، ظرفیّت و کارآمدی شان پرورش داد. الغاء خشونت علیه زنان، بکارگیری ایشان در امور فکری، دینی و اجتماعی، از جمله مکانیزم های توانمندسازی زنان در جامعه نوبنیاد رسول خدا (ص) بوده است. روند این توانمندسازی، از ابتدای رسالت آغاز گردید و در ادامه با هجرت عملی شد و در طی دوران حضور پیامبر اسلام (ص) در مدینه استحکام یافت. آیات بسیاری در تایید این روند نازل گردید و فصل نوینی در معادلات اجتماعی اسلام رقم خورد.

 

ما در این مقاله به نحوه عملکرد پیامبر (ص) با سنت های جاهلی و نسخ و طرد بسیاری از خشونت ها علیه زنان و روند توانمندسازی ایشان پرداخته و برخی از زوایای آن را مورد تحلیل و بازخوانی قرار می دهیم.

 

وضعیت اجتماعی زنان قبل از اسلام

 

تولد دختر رنج آورترین خبر در گوش اعراب قبل از اسلام بوده است. مادران دختردار برای مردانی که داشتن پسر را افتخار خود میدانستند، خوار می شدند،  و اگر مرد دخترِ به دنیا آمده را زنده به گور می کرد، مادر حق اعتراض نداشت.(2)  عقل و منطق زنان را پست و عمل کردن به خواست آنان را حماقت می دانستند و عمل بر خلاف نظر زنان،(3)  از سرفصل های اندیشه ایشان بود.

 

 داشتن همسران متعدد که حتی پیش از بلوغ با آنان تزویج می کردند،(4)  ازدواج با دوخواهر یا زن پدر (نکاح ضیزن)،  رد و بدل کردن دختران و خواهران خویش با یکدیگر (نکاح شغار)، و حتی ردوبدل کردن زنان خویش به یکدیگر (نکاح بدل)، ارتباطهای ناروای آشکارا با زنان (نکاح سفاح)، ارتباط های پنهانی با زنان شوهردار (نکاح خِدن)، ازدواجهای دسته جمعی با یک زن (نکاح ضماء)، درخواست از زنان یا دختران خویش برای همبستر شدن با مردان تنومند و جنگاور برای یافتن فرزندی شجاع یا به بردگی گرفتن کودکان متولد شده و فروختن ایشان به بهایی گران (نکاح استبضاع)(5)  و توسعه روابط جنسی بیشتر که نشانه قدرت و مردانگی بود (7) از جایگاه خفیف زنان در عرب قبل ازاسلام گواهی می دهد.

 

مهریه این زنان عمدتاً به مردان می رسید و به دارایی پدران می افزود به ویژه اگر پیش از بلوغ آنان را تزویج می کردند.(8)  اگر زنی شوهر خود را ترک می کرد و یا در حیات شوهر می مرد، مهریه او را از نزدیکان وی مطالبه می کردند.(9)

 

برای مفارقت و جدایی نیز انواع روش های خشونت آمیز اعمال می شد. گاه با پدید آمدن خشم، مستی یا شوخی مرد به زن می گفت تو از این پس برای من چون مادر یا دخترم هستی و او را در حکم محارم خویش قرار می داد، (طلاق ظهار)(10)  یا به دلیل خشم یا آزار دادن زن قسم می خورد که برای مدتی حتی تا دو سال و بیشتر از زن خود کناره گیری کند (طلاق ایلاء)،(11)  در این صورت، زن بلا تکلیف می ماند زیرا نه مطلقه و نه شوهردار بود، و گاه با عبارات: «حبلک علی قاربک»، یا «سرحتک»، «فارقتک»، «انت خلیة»، «انت بریة» که در قرآن بدان اشاره شده(12) زنان را از خانه های خویش بیرون می راندند.

 

اندیشه رایج مردان نسبت به زنان در کج بودن در اصل آفرینش،(13)  نمونه حیوان موذی،(14) سراسر شرارت و کیدشیطانی،(15)  لایق آتش جهنم،(16)  و... تعیین کارکرد زنان فقط در فعالیت های مربوط به تولید مثل،(17)  شوهرداری(18)  و نگهداری از منافع مردان،(19)  اطاعت از همسر(20)  و حصر ایشان در خانه ها،(21)  که از جمله یادمانهای فکری اعراب قبل از اسلام بوده است، در طول تاریخ اعراب مانند شعار، سرلوحه افکار بسیاری از مردان بود که می اندیشیدند: زنان مکارند.(22)  به آنان راه ندهیم(23) و با آنان مشورت نکنیم،(24)  اطاعت از ایشان موجب هلاکت است.(25)  برخلاف آنچه گفتند عمل کنیم تا به زندگیمان برکت بخشد.(26)  اگر کار به دست آنان افتد روی رستگاری نخواهیم دید،(27)  و مردن برایمان بهتر از زندگی است.(28)  و با القاء نقصان عقل زنان،(29)  عدم اهلیّت آنان در امور اجتماعی،(30)  بی کفایتی و کمبودهای شخصیّتیِ(31)  نمونه ای از افکار زن ستیزانه اعراب قبل از اسلام است که به عنوان قوانین قطعی حتی در دوران بعد از اسلام شنیده می شد.

 

این اندیشه ها و سنت های رایج در اعراب قبل از اسلام، رنج مضاعف زندگی زنان را نمایان می کند. حاکمیت مطلق مردان بر زنان و سرنوشت ایشان، عدم برخورداری از امکانات برابر، عدم قوانین بازدانده از ستم بر زنان و سقوط ارزشهای انسانی، آنان را به آسیب پذیرترین گروه تبعیض، فقر، بی سوادی و انحطاط تبدیل کرده و کارکرد ایشان را تا خشونت بارترین سطح زندگی تنزل داده بود. بدین روی گام های اصلاحی پیامبر (ص) در زمینه عدالت های جنسیتی بیش از پیش می توانست زنان را تا سطح معمول انسانیت ارتقاء داده و کاهش هویت انسانی شان را جبران نماید.

 

بسیاری از سنت های مورد انکار خداوند به مردان و زنان از طریق قرآن سفارش شد. آیه «محصنات غیر مسافحات و لامتخذات اخدان»(32)  و آیه «لامتخذی اخدان»،(33)  صراحتاً روابط اصلاح فیمابین زنان و مردان را طرح نمود. و آیات «اذا طلقتم النساء»  و کلمات قدرت بخش « عاشروهن بالمعروف»(35)  و «لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم»(36)  و تقبیح واداشتن کنیزان به زنا برای کسب درآمد با آیه « ولاتکرهوا فتیاتکم علی البغاء ان اردن ان تحصناً لتبتغوا عرض الحیاة الدنیا»(37)  و اعتراض به نحوه مفارقت از زنان با عبارت» قول زور» و جاهلانه و ظالمانه خواندن این گونه سنت ها و رسم طلاق با آیات «اذا طلقتم النساء»(38)  در مدینة النبی در خصوص توانمندسازی  زنان مورد اجرا قرار گرفت. اما در کنار تمام جانبداری های قرآن کریم، آموزه های پیامبر  (ص) در برخورد با زنان شرایط توانمندسازی ایشان را به طور روشنی پی ریزی نمود و از حضور حداکثری ایشان در روابط اجتماعی دوران مدینه بهره برداری نمود. از جمله این اقدامات، حضور برابر زنان و مردان در مساجد برای اقامه نماز و بیعت های سیاسی پیامبر (ص) در مراحل رشد و تکوین حکومت اسلامی به یکسان با زنان و مردان بود.

 

مسجد در زمان رسول خدا (ص) نماد پایگاه مشترک اجتماعی زنان و مردان بوده است.  کارکردهای مسجد در زمان پیامبر علاوه بر جنبه های عبادی دارای جنبه های تبلیغی، سیاسی، اجتماعی، جهادی و رسانه ای نیز بوده است. اما جنبه عبادی آن مالامال از فرهنگ سازی در جامعه ای بود که بنیادهای تبعیض را به رسمیت می شناخت و در این پایگاه نه تنها فرودستان و بردگان را در کنار بزرگان و صاحب منصبان می نشاند بلکه زنان را در کنار مردان قرار می داد و از ظرفیت های ایمانی هر دو گروه بهره می گرفت و این نحوه عمل را در ساختار معنوی جامعه تزریق می فرمود. «اقامه نماز» و سنت «بیعت» از جمله توانمندسازی های پیامبر در خصوص زنان بوده است که در این مقاله به آن پرداخته شده است.

 

نماز اولین گام برابری و عدالت جنسیتی اسلام

 

پیامبر (ص) در اولین گام های دعوت آسمانی خویش، در کنار کعبه همراه خدیجه (س) و علی (ع) به نماز می ایستاد(39)  و همگامی و همراهی خدیجه را به عنوان یک زن و برابری در ایمان او و علی(ع) را به رخ مشرکان می کشید. حکم نماز از اوّلین احکام عبادی مشترک زنان و مردان است که طی آیات فراوانی از قرآن کریم به آن اشاره شده است،(40)  و همواره نماز با جماعت مورد تأکید و از سنت های هدایت گر الهی بوده است.(41)  پیامبر (ص) از اولین احکام آسمانی خداوند برای ارتقای سطح اندیشه مردان به نفع زنان بهره برده و همگامی و برابری زنان را در ایمان و عمل صالح با حضور خدیجه (س) عملی نمود.

 

با ورود پیامبر اسلام(ص) به مدینه نیز، مسجد به  عنوان نیایشگاه و محل گردهمایی مسلمانان و نیز مرکزی برای حکومت و مظهر یکپارچگی امت و تمسّک جمعی زنان و مردان به حبل الله، رسمیت یافت و سمبل قداست، پاکی، تقوی و وحدت جامعه اسلامی پیامبر (ص) گردید. این جایگاه در اسلام بر تقوا پایه گذاری شده است.(42)  اصلی که صراحتا زنان و مردان را خطاب قرار داده و می فرماید:  یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً وقَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللهِ أَتقَاکُم إِنَّ اللهَ عَلیم خبیر.(43)

 

  همچنین احکام مترتب بر نماز مانند فضیلت رفتن به مساجد و شرکت در جماعات و عبادت خالصانه خداوند نیز از احکام مشترک زنان و مردان است.(44)  گرچه در آغاز ورود پیامبر به مدینه دو مسجد قبا و مدینه النّبی بنا گردید،(45)  اما به زودی با گسترش اسلام، مساجد گسترش یافت و هر یک از قبایل برای خود مسجدی ساختند و در آن همه مردم از زن و مرد نمازهای جماعات را برپا می کردند، و پیامبر نیز گاه در برخی از این مساجد حاضر شده و ادای فریضه می نمود.(46) 

 

حضور همه مؤمنان در مساجد برای انجام فرائض دینی، مصداق تعظیم و بزرگداشت مساجد است و محروم کردن آنان از این فیض، ظلمی بزرگ و سعی در خراب کردن مساجد تلقی می شود. خداوند در قرآن کریم بزرگداشت شعائر الهی را از جمله تقوای قلوب برشمرده است.(47)  و جلوگیری از یاد خداوند در مساجد را ظلم دانسته و فرموده است: «چه کسی ظالم تر از کسی است که از بردن نام خدا در مسجد جلوگیری کند و در خراب کردن آن کوشش نماید»،(48) و بدین روی حضور زنان در مساجد در زمان رسول خدا (ص) تثبیت گردید.

 

پیامبر اسلام(ص) برای حفظ حرمت مساجد قوانینی تعیین کرد و مسلمانان را نسبت به حریم مساجد ملزم  ساخت. ابن شبه در کتاب تاریخ المدینه، تمامی منهیّات پیامبر(ص) را در بزرگداشت مساجد آورده است.(49)  اما هیچ یک از این نهی ها اختصاصی به جنـسیّت افراد نداشته و شامل همه زنان و مردان می گردید، مگر آنکه اختصاصاً زنان در شرایط فراغت از ادای نماز باشند.(50) 

 

خروج  زنان از خانه و رفتن به مساجد برای انجام نماز در زمان رسول خدا امری عادی و عمومی شده بود. روایات زیادی مبنی براین امر نقل شده که حتی نحوه نماز خواندن و شرایط مسجد رسول الله (ص)را با حضور زنان ترسیم می کند. أم سلمه به این حضور برابر اشاره نموده و می گوید: «زنان در عهد رسول خدا وقتی سلام پایان نماز را می دادند به خانه می رفتند؛ ولی مردان می ماندند تا وقتی که رسول خدا بلند شود و برود.»(51)  در روایات بسیاری عایشه حتی به تاریکی صبحگاهی اشاره کرده و می گوید: «زنان حتی هنگام صبح نمازهای خود را با پیامبر(ص) بجا می آوردند و وقتی که با لباس های پیچیده به خودشان از مسجد بیرون می رفتند در تاریکی آن هنگام گم می شدند.»(52)

 

حضور زنان با کودکان نیز در مساجد گزارش شده است. ابی قتاده از پدرش نقل می کند که «رسول خدا فرمود من وقتی نماز را شروع می کنم و می خواهم که آن را طولانی کنم صدای کودکی را می شنوم، پس نمازم را کوتاه می کنم مبادا مادر آن کودک به مشقت افتد.»(53)

 

بعد از رسول خدا نیز مسجد محل عبادت دائمی زنان بوده است و از رفتن زنان به آن جا جلوگیری به عمل نمی آمده است. همسر عمر از جمله کسانی است که تمامی  نمازهایش را در مسجد می خوانده است و وقتی به او گفته می شد که عمر از این کار او خشنود نیست عمر خود پاسخ می داد نمی تواند مانع او شود چون دستور رسول خداست که زنان  را از رفتن به مساجد منع نکنید.(54) 

 

در منابع روایی اهل  سنّت از عبدالله بن عمر احادیثی آمده است که مردان  را از مخالفت با خروج زنان برای رفتن به مساجد منع نموده است. از نمونه های این روایات، حدیث «لاتمنعوا إماءالله مساجدالله» است که می گوید: «کنیزان خدا را از رفتن به مساجد خدا منع نکنید.» این روایت به طرق مختلف در کتب روایی آمده است.

 

- مالک(55)  و شافعی(56)  و بخاری،(57)  روایت خود را از «عبدالله بن عمر» نقل می کنند. ابی داود،(58) ابن خزیمه،(59) طبرانی(60) و ابن عبدالبر،(61)  آن را از «نافع» نقل کرده اند. ابن ابی شیبه،(62)  احمد،(63) مسلم،(64) ابی یعلی،(65) ابن حبان،(66) حاکم،(67) خطیب(68) و ابن عساکر،(69)  از طریق «عبید الله بن عمر» نقل کرده اند. بیهقی(70)  نیز روایت را از طریق شافعی از «سالم» از «عبدالله بن عمر» نقل است.

 

  هم پای روایت لاتمنعوا (با همان مضمون و همان گستردگی اسناد) حدیث دیگری مبنی بر اجازه خروج زنان برای رفتن به مساجد وجود دارد، که در آن واژه استأذن به طور ثابتی تکرار می شود.

 

ابن ابی شیبه (م:235) اوّلین راوی این حدیث می گوید: سالم از پدرش از رسول خدا (ص) نقل می کند: «اذا استأذنکم نسائکم الی المساجد فأذنوا لهنّ.»(71)  هر گاه زنانتان از شما برای رفتن به مساجد اجازه خواستند به ایشان اجازه دهید. این روایت در 9 منبع معتبر روایی آمده است(72) که به نظر می رسد مضمون روایت (با گستردگی طرق نقل آن در قرن دوم به بعد) سخنی عمومی بوده که پیامبر(ص) در یک جمع گسترده برای اصحاب و یاران خویش گفته باشد.

 

جواز امامت زنان در جماعات

 

یکی دیگر از طرق توانمندسازی زنان در مدینه جواز امامت زنان است که هم أمهات المؤمنین و هم افراد عادی متکفل آن بوده اند. در روایات بسیاری از امامت أم سلمه و عایشه در جماعات نام برده شده که نمازهای واجب و مستحب را در ماه رمضان برپا مینموده اند.(73)  همچنین از امامت زنی به نام «أم ورقه» نام برده شده که صراحتاً اعلام می کند پیامبر(ص) به او فرمود نماز جماعت را برای اهل خانه اش برپا دارد.(74) او که شهرت شهیده یافته و از جامعان قرآن شمرده شده است،(75)  از مصادیق قطعی امامت زنان در جماعات است. علاوه بر اینها از زنان دیگر همچون سعده دختر قمامة که پیامبر(ص) را درک کرده است،(76)  و نیز کنیز عبدالله بن عمر(77)،  و کنیز علی بن حسین،(78)  به عنوان پیش نماز زنان در زمان های بعد نام برده شده است.

 

جواز امامت زنان در جماعات نیز از گسترده ترین روایات فقهی زنان است. در این راستا شیعه،(79) شافعیه،(80)  حنابله،(81) اوزاعیه و ظاهریه،(82)  قائل به جواز امامت زنان اند. البته در این میان زیدیه،(83)  نیز قائل به این جواز می باشند و آن را مستحب دانسته اند. ابن منذر از عایشه، أم سلمه، عطا، ثوری، اوزاعی، احمد، اسحاق، و ابی ثور این جواز را نقل کرده است.(84)  ایشان همگی این جواز را از روایات ابنعباس، ابن عمر، عطا، مجاهد، حسن از صحابه و تابعان متقدّم، و از نخعی، شعبی، اوزاعی، سفیان، احمد بن حنبل، اسحاق  بن راهویه و ابوثور از طبقات بعدی به دست آورده اند.(85) که این نشانه ای بر حضور عادی زنان در امامت نماز تا زمان ایشان بوده است.

 

ابن حزم معتقد است امامت نماز زن قطعی است زیرا حکم آن داخل در قول رسول خداست که فرمود: «إنّ صلاة الجماعة تفضل صلاة الفذّ بسبع و عشرین درجة.»(86)  برخی دیگر از علما نیز همانند ابن حزم در استدلال به امامت عام زنان به روایت أم ورقه تمسک جسته می گویند: «اینکه پیامبر(ص) به أم ورقه اجازه داد برای اهل خانه اش امامت نماز کند به آن معنی است که اهل خانه اعم از زن و مرد بوده و او برای امامت همه ایشان چنین مجوزی یافته است.»(87) 

 

ابی داود،(88)  ،  ابن اثیر،(89) دارقطنی،(90)  احمد،(91)  طبرانی،(92)  و بیهقی با دو طریق،(93)  و بخاری که روایت را در تاریخ الصغیر(94)  آورده است و ابن جوزی نیز ذیل حوادث دوران خلافت عمر بن خطاب آن را در مبحث تاریخی کتاب المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک(95)  گنجانیده است همگی بر این امامت هم داستانند.

 

احمد بن حنبل در مورد ام ورقه به عنوان یک زن عادی در حاشیه مدینه آورده است: «أم ورقه قرآن  را جمع آوری نمود و پیامبر(ص) به او دستور داده بود که برای اهل خانه اش امامت کند. او مؤذّنی داشت و برای اهل خانه اش امامت نماز می کرد.»(96) طبرانی در این خصوص می نویسد: «وکان رسول الله(ص)أمرها أن تؤمّ أهل دارها و کان لها مؤذّن و کانت تؤمّ أهل دارها.»

 

ابن خزیمه،(97)  حاکم نیشابوری(98)  و بیهقی از طریق راویان حاکم،(99)  و صاحب کنز العمال(100) همگی روایت ام ورقة را ذکر کرده اند. و البانی از عالمان معاصر با بررسی های خود در اسناد روایت، این حدیث را حسن دانسته  است.(101) 

 

در اینکه این نماز برای اهل خانه بوده همه متون یکسانند، اما برخی به قید «فی الفرائض»  در آن نیز توجه بیشتری کرده اند.(102)  و توانمندی او به عنوان  جامع قرآن مورد استقبال تفاسیر و عالمان علوم قرآنی نیز قرار گرفته است.(103) 

 

در زمان خلفا نیز حکم حضور زنان در مساجد همچنان جاری بوده است. و حتی گفته شده زنان مستقلاً به امامت سلیمان بن ابی حیثمه انصاری در مسجد نماز جماعت می خواندند.(104)

 

در زمان عثمان بن عفان نیز مردان و زنان در یک مسجد نماز جماعت می خواندند و در زمان امیرالمؤمنین علی (ع) آنان به امامت شخصی به نام عرفجه  نماز جماعت اقامه  می کرده اند.(105)  این سنت در میان تابعان و اتباع آنان نیز جاری بوده است. چنانکه آمده است انس بن مالک که از شاگردان امام صادق (ع) بود در عقیق در دو فرسخی مدینه گاهی با خانواده و غلامان و کارگرانش نماز جمعه و جماعت می خواند.(106)

 

اهتمام ائمه طاهرین (ع) به نماز جماعت و عدم منع حضور زنان از سوی آنان در مساجد، نشانگر حضور زنان در مساجد در زمان ایشان نیز بوده است چنانکه امام باقر (ع) فرموده اند: نماز جمعه بر کسی که بتواند پس از نماز صبح به محل نماز جمعه برسد واجب است.(107)  و آن را از احکام اختصاصی مردان ذکر نکرده است.

 

بیعت پیامبر اسلام (ص) با مردان و زنان دومین گام برابری و عدالت جنسیتی اسلام

 

دومین حرکت بنیادی رسول خدا (ص) در توانمندسازی زنان مشارکت اجتماعی ایشان در مسائل سیاسی اسلام بوده است که با بیعت یکسان با زنان و مردان تحقق یافته است.

 

پیامبر خدا (ص) پس از اعلام رسمى رسالت، در ایّام حج در سال یازدهم بعثت، با شش تن از قبیله خزرج دیدار و آنها را به اسلام دعوت نمود. آنها پس از پذیرفتن اسلام و بازگشت به مدینه، به تبلیغ اسلام پرداختند. تبلیغات پیگیر آنها سبب شد که گروهى از مردم مدینه اسلام را پذیرفتند و در سال دوازدهم بعثت، دوازده نفر از اهل مدینه به مکّه آمدند و در عَقَبه با پیامبر(ص) ملاقات کردند و با ایشان بیعت نمودند و این چنین، نخستین حرکت سیاسى براى تشکیل حکومت اسلامى آغاز گردید.

 

عبادة بن صامت، ماجراى این بیعت را چنین گزارش مى کند:  من هم با کسانى که در بیعت اوّل عقبه حضور داشتند، بودم. ما دوازده مرد بودیم و با پیامبر خدا(ص) به بیعت زنان، بیعت کردیم.(108) و این در آن زمانى بود که هنوز جنگ واجب نگردیده بود، با این شروط که «چیزى را شریک  خدا قرار ندهیم، دزدى نکنیم، زنا نکنیم، فرزندانمان را نکشیم، بچّه هاى نامشروعمان را به دیگرى نسبت ندهیم، و در کار نیک از پیامبر(ص) نافرمانى نکنیم. و پیامبر(ص) فرمود: اگر به این شرط ها عمل کردید، بهشت براى شما خواهد بود، و اگر چیزى از این کارها را مرتکب شدید، سر و کارتان با خداست .  اگر خواست، عذابتان مى کند و اگر خواست شما را مى بخشد.(109)  این بیعت، در اصطلاح سیره نویسان، «بیعة النساء» نیز نامیده شده است ؛ زیرا پیامبر(ص) در فتح مکّه نیز با زنان با همین شروط، بیعت نمود.

 

آنان در سال بعد، یعنى سال سیزدهم بعثت، 73 مرد و دو زن(110) را در ایّام حج به مکّه فرستادند و پیامبر (ص) در عقبه منی، مجدّدا با ایشان بیعت کرد؛ امّا این بار، محتواى پیمان آنان، آغاز یک حرکت سیاسى و نظامى بود. به گزارش جابر، پیامبر(ص) به یکسان از زن و مرد آنان خواست که با شرایطى با وى بیعت کنند و فرمود: «با من بیعت مى کنید بر این که در نیرومندى و سستى، از من حرف شنوى و فرمان بردارى کنید، و در تنگ دستى و گشایش، انفاق نمایید، و امر به معروف و نهى از منکر کنید، و از بهر خدا بگویید و از سرزنش هیچ سرزنش گرى بیم مدارید، و چون به میان شما آمدم، مرا حمایت کنید، آن چنان که از خودتان حمایت مى کنید. در این صورت، بهشت براى شما خواهد بود. جابر مى گوید پس از سخنان پیامبر(ص)، همه ما از جا برخاستیم و با ایشان بیعت کردیم.»(111)  این بیعت که در آن زنان نیز حضور داشته اند، زمینه ساز هجرت پیامبر(ص) به مدینه گردید. آیه هفتم سوره مائده و آیه پانزدهم سوره احزاب، بر اساس گفته شمارى از مفسّران، به این بیعت اشاره دارد. نکته قطعی این بیعت هم پیمانی پیامبر اسلام (ص) با مردان و زنان به یک گونه است و شروط نامبرده با همه آنان یکسان است.

 

علاو بر اینها پیامبر اسلام (ص) بیعت های فردی و جمعی دیگری نیز انجام می دادند که در آنها بدون توجه به جنسیت افراد بوده است.  بیعت مهاجرت به دارالاسلام و بیعت در اولین جنگ رویاروی مسلمانان در بدر از این جمله اند. امام صادق (ع) متن یکی از بیعت ها را چنین اشاره آورده است: «لَمّا هاجَرَ النَّبِىُّ(ص) إلَى المَدینَةِ . .. وَ حَضَرَ خُروجُهُ إلى بَدرٍ دَعَا النّاسَ إلَى البَیعَةِ فَبایَعَ کُلَّهُم عَلَى السَّمعِ وَ الطّاعَةِ.»(112) 

 

بیعت رضوان در سال ششم هجری که در حدیبیه  انجام گرفت و از زن و مرد در این سفر پر جمعیت بدون لحاظ جنسیت ایشان بیعت گرفته شد.(113)  و بیعت از مردان و زنان پس از فتح مکّه در سال هشتم هجرى نیز از جمله یکسان سازی مردان و زنان در جنبش اجتماعی اسلام است که مفاد آن در آیه 12 سوره ممتحنه آمده است: «دورى از شرک»، «پرهیز از دزدى و فحشا» و «مخالفت نکردن با پیامبر در کارهاى نیک». گرچه در غدیر نیز  بیعت با زنان و مردان بدون لحاظ جنسیت گزارش شده است. (114)

 

بازگشت به جاهلیت و ناتوان سازی زنان

 

متاسفانه بعد از رسول خدا هر دو مکانیزم توانمندسازی زنان مورد نهی قرار گرفت و زنان را از بیعت در مسائل سیاسی و از خروج از خانه برای اقامه نماز در مساجد منع نمود.

 

در کتب تاریخی در بیعت با زنان در ماجرای سقیفه بنی ساعده هیچ گزارشی نیامده است و بازگشت به رأی مردان در اولین روزهای وفات پیامبر(ص) علنی گردید.(115)  علاوه بر آن در مقیاس گسترده ای منهیّاتی رایج گردید که اساساً جنس مؤنث را مخاطب قرار داده و ورودشان به مساجد را ابتداءاً محدود و سرانجام ممنوع ساخت و برای خروج زنان از خانه و رفتن به مساجد شروطی قرار داده شد. مثل اینکه این خروج زنان در شب باشد.(116)  نباید عطر زده از خانه به قصد مسجد خارج گردند.(117)  باید با ظاهری بدبو و آشفته از خانه بیرون روند،(118)  و بعد از آن پیشنهاد خواندن نماز در خانه ها از راه رسیده است و این که خانه هایشان برایشان بهتر است.(119)  و بعد از آن، این که انتهای خانه ها (قعر بیوت) برای ایشان نیکوتراست.(120)  و سپس جریانی رشد کرد که به طور کامل زنان  را در حصار خانه می پسندید.(121)  به گونه ای که اگر زنی از خانه به قصد مسجد بیرون آمده و بوی عطر از او به مشام می رسید متعرض او شده و وی را به خانه بر می گرداندند.(122) 

 

روایاتی از سخت گیری صحابه در این خصوص نیز گزارش شده است از جمله این که: ابن مسعود با آنکه خود مرد عبادت بود و بیش از روزه به نماز مشغول بوده است،(123)  زنان  را از مسجد کوفه بیرون می کرد،(124)  و به سوی آنان سنگ پرتاب میکرد(125)  و در خطبه های جمعه به آنان می گفت: اینجا مجلس شما نیست به خانه هایتان بروید.(126) و عبدالله بن عمر نیز چنین رفتاری با نمارگزاران زن داشت.(127) 

 

و بدین ترتیب هر دو یادمان توانمندسازی زنان به فراموشی سپرده شد و به تدریج در سالیان بعد عدم خروج زنان از خانه و رفتن به مساجد حکم شرعی پیدا کرد و متدیّنان سرشناس هم خروج زنان  را به قصد مسجد و هر جای دیگری ممنوع نمودند.

 

عبدالرزاق می گوید: «ابراهیم، یکی از تابعان سه زن داشت که حتی یک نفرشان هم در مسجد نماز نمی خواند.»(128)  آنها می گفتند «روایات اطلاق خروج زنان  را با روایات مقیّد به شب حمل کرده و اذن مذکور در روایات را فقط در شب می دانیم.»(129)  و این بدان دلیل است که آنها با لباسهای کوتاه که ایجاد فتنه می کند به مسجد وارد می شوند و در ورودی درها مزاحم مردان می شوند.(130) این منهیّات همگی در قالب روایت آمده و به پیامبر و صحابه منسوب شده است. اما همه این بدگویی ها حاصل تغییرات فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه ی بعد از پیامبر(ص) بوده است که ضربات مهلکی را بر حضور اجتماعی زنان وارد کرده است. گرچه گسترش بی رویه ثغور مسلمانان در خلأ مبانی عملکرد زنان و بدون آمادگی های فکری و فرهنگی برای تازه مسلمانان، پیامدهایی چون داستان پردازی قصّاص و تئوری سازی زاهدان و عابدان و تفسیر های عرب جاهلی و عوام اندیشی متشرعان در کنار فتوای فقهی عالمان که بسیاری در پناه دربارهای حکومتی ارتزاق می کردند، مجموعه سترگی از دستورالعمل های عملکرد زنان  را رقم زد که هرچه از آبشخور وحی دور می گردید بر محدودیت ها و ممنوعیت ها و تبعیضات زنان می افزود  و منظومه فکری و جهان بینی ای را در مورد زنان القاء می کرد که مجال برون رفت از آن هرگز به طور کامل میسر نگردیده و تا زمان معاصر نیز استمرار داشته است.

منابع ومآخذ:

1) القرآن الکریم.

 

2) نهج البلاغه. گردآوری محمد بن حسین رضی. شرح ابن ابی الحدید، ابوحامد عبدالحمید. مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، (1959ق).

 

3) الآلوسی البغدادی، محمد شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، دارالکتب المصریة، (بی تا).

 

4) ابن اثیر، علی بن محمد بن عبدالکریم، أسد الغابة فی معرفة الصحابه، تهران: انتشارات اسماعیلیان، (بی تا).

 

5) ابن ابی شیبة، عبدالله بن محمد. المصنّف. تحقیق: سعید اللحام، بیروت: دارالفکر، (1409ق).

 

6) ابن بابویه القمی، علی. فقه الرضا. مشهد المقدّسة: المؤتمر العالمی للامام الرضا(ع)، (1406ق).

 

7) ابن الجوزی، ابوالفرج عبد الرحمن بن علی.المنتظم فی التاریخ الملوک و الامم. بیروت: دار الکتب العلمیّة، (1402ق).

 

8) ابن حبان، عبدالله(أبی الشیخ الاصبهانی). صحیح ابن حبان. مؤسسة الرسالة، (1414ق).

 

9) ابن حجر العسقلانی، احمد بن علی. الدرایة فی تخریج احادیث الهدایة، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).

 

10) ابن حنبل، احمد بن محمد. العلل و معرفة الرّجال. الریاض: دارالخانی، ( 1408ق).

 

11) ----------------. مسند. بیروت: دار الصادر، (بی تا)

 

12) ابن خزیمة، محمد بن اسحاق، صحیح ابن خزیمة، تحقیق اعظمی، الطبعة الثانیة، المکتب الاسلامی، (1412ق).

 

13) ابن حزم، علی بن احمد بن سعید. المحلی. بیروت: دارالفکر، (بی تا).

 

14) ابن راهویه، اسحاق بن ابراهیم. مسند ابن راهویه. المدینة المنورة: مکتب الایمان، ( 1412ق).

 

15) ابن  سعد، محمد. الطبقات الکبری. بیروت: دار الصادر، (بی تا).

 

16)  ابن شبة النمیری، ابو زید عمر،  تاریخ المدینة المنورة، قم: دارالفکر، (1368ش).

 

17) ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله بن محمد. الاستیعاب. بیروت: دار الجبل، (1412ق).

 

18) -----------------------. التمهید. المغرب: وزارة عموم الاوقاف و الشؤون الاسلامیة، (1387ق).

 

19) ابن عساکر، علی بن الحسن، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق علی شیری، بیروت: دارالفکر، (1415ق).

 

20) ابن قدامه، عبدالرحمن، الشرح الکبیر، یروت دارالکتاب العربی،( بی تا).

 

21) ابی داود، سلیمان بن الاشعث السجستانی. سنن ابی داود. تحقیق: سعید محمد اللحام، بیروت: دارالفکر، (1410ق).

 

22) ابی یعلی الموصلی، احمد بن علی. مسند ابی یعلی. تحقیق: حسین سلیم اسد، دارالمأمون للتراث، (1412ق).

 

23) ابی  نعیم الحافظ الاصفهانی، احمد بن عبدالله. ذکر اخبار اصبهان. لیدن المحروسه: چاپخانه بریل، (1934م).

 

24) البخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الصغیر. بیروت: دارالمعرفة، (1406ق).

 

25) ---------------. التاریخ الکبیر. دیاربکر: المکتبة الاسلامیة، (بی تا)

 

26) ---------------. الصحیح البخاری. بیروت: دارالفکر، (1401ق).

 

27) البلاذری، احمد بن یحیی بن جابر. الانساب و الاشراف. مصر: مطابع دارالمعارف، (1959م).

 

28) البهوتی، منصور بن یونس، کشاف القناع، بیروت: دارالکتب العلمیة، (1418ق).

 

29) البیهقی، احمد بن الحسین. السنن الکبری. بیروت: دارالفکر، (بی تا).

 

30) -----------. معرفة السنن و الآثار. بیروت: دار الکتب العلمیّة، (بی تا).

 

31) الترمذی، محمد بن عیسی بن سورة. سنن الترمذی. بیروت: دارالفکر، (1403ق).

 

32) جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت: دارالعلم، ( 1971م).

 

33) الحاکم النیشابوری، ابوعبدالله محمد بن عبدالله. المستدرک علی الصحیحین. بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).

 

34)  -------------. معرفة علوم الحدیث. بیروت: دارالآفاق الحدیث، (1400 ق).

 

35) الحرالعاملی، محمدبن الحسن. وسائل الشیعه. قم: مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، (1414 ق).

 

36) الخطیب البغدادی، احمد بن علی. تاریخ بغداد او مدینة السلام. بیروت: دارالکتب الاسلامیة، (1417ق).

 

37) الدارقطنی، احمد بن عمر بن احمد بن مهدی، سنن الدارقطنی، بیروت: دارالکتب العلمیة، (1417ق).

 

38) الذهبی، محمد بن احمد بن عثمان. الکبائر. تحقیق: حسان عبد المنان، دارالخیر، (بی تا).

 

39) زید بن علی بن الحسین. مسند الامام زید، بیروت: دار مکتبة الحیاة، (بی تا).

 

40) السیوطی، جلال الدین عبدالرحمن، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت: دارالفکر، (1416ق).

 

41) الشافعی، محمد بن ادریس، کتاب الأم، بیروت: دار الفکر، (1403ق).

 

42) ---------. المسند. بیروت: دارالکتب العلمیة، (بی تا).

 

43) الشنقیطی، محمدالامین بن محمد المختار، أضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن، بیروت: دارالفکر، (1425ق).

 

44) الصاحی الشامی، محمد بن یوسف،  سبل الهدی و الرشاد، (بیروت: دارالکتب العلمیة، 1414ق).

 

45) الضحاک، عمرو بن ابی عاصم، الآحاد و المثانی، دارالدرایة، (1411ق).

 

46) الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، بیروت: داراحیاء التراث العربی، (بی تا ).

 

47) الطبری، محمد بن جریر. تاریخ الرسل و الملوک. ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات اساطیر، (1368).

 

48) --------------. جامع البیان عن تأویل آی القرآن( تفسیر الطبری). بیروت: دارالفکر، (1415ق).

 

49) عبدالرزاق الصنعانی، ابی بکر. المصنّف. تحقیق الاعظمی، بی جا، (بی تا).

 

50) العدنی، محمد بن یحیی،کتاب الایمان، الکویت: دارالسلفیة، (1407ق).

 

51) العینی، بدرالدین محمود. عمدة القاری. بیروت: داراحیاء التراث العربی، (بی تا).

 

52) الفتنی، محمد طاهر بن علی. تذکرة الموضوعات. بی جا، (بی تا).

 

53) مالک بن أنس، عبدالرحمن بن القاسم. الموطأ. بیروت: داراحیاء التراث العربی، (1402 ق).

 

54) محمدی ری شهری، محمد، و دیگران. دانشنامه امیرالمؤمنین، ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم: سازمان نشر دارالحدبث، (1368ش).

 

55) -------------------.  دانشنامه عقاید اسلامی، ترجمه مهدی مهریزی و دیگران. قم: دارالحدیث، (1386ق).

 

56) المتقی الهندی، علاءالدین بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، مؤسسة الرسالة، (1409ق).

 

57) المرتضی، احمد، شرح الأزهار، صنعاء: مکتبة غمضان، (بی تا).

 

58) مسلم، ابو الحسین مسلم بن حجاج بن مسلم بن ورد بن کرشان.  صحیح مسلم. بیروت: دارالفکر، (بی تا).

 

59) النووی،  ابوزکریا محی الدینبن شرف، المجموع شرح المهذب، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

 

60) یحیی ابن الحسین، الاحکام فی الحلال و الحرام، بی جا، (1410 ق).

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۱۵
علی داوری مرام

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی