پایگاه اطلاع رسانی وحفظ ونشر آثار علی داوری مرام

Information Base Official Ali Davari Maram

پایگاه اطلاع رسانی وحفظ ونشر آثار  علی داوری مرام

فعال"مدنی،اجتماعی،فرهنگی ودینی وحقوق بشر
عضو بنیاد باران
عضو انجمن حقوقدانان ایران
طلبه،نویسنده،شاعر،بسیجی
عضو مجمع جهانی صلح اسلامی
عضو انجمن مطالعات سازمان ملل متحد
عضو گروه ترویجی دوستداران محیط زیست
عضوانجمن علمی آیین دادرسی مدنی ایران
عضو انجمن حمایت از حقوق مدنی شهروندان
همکارکارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه
موسس ومدیریت یک دوره خیریه موسی الکاظم
عضو ستاد خادمان افتخاری دبیرخانه انجمن ها و قطب های علمی حوزه های علمیه
مسئول کانون فرهنگی هنری ثامن الحجج شهر ری(92-90)
مسئول کتابخانه حوزه آیت الله خادمی اصفهان(سال93-92)
عضو شورای عالی طلاب(ابان ماه97-96 لغایت مهرماه98-97)
مسئول بسیج طلاب شهید آیت الله مدرس(ابان ماه97-96 لغایت مهرماه98-97)

مقلد بودن خوب است یا بد

سه شنبه, ۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۰ ق.ظ

به طور کلی هر دینی دارای قواعد کلی و عام و فرگیر است که بر اساس جهان بینی و ایدئولوژی مربوط به خود آنها را صادر و اجرای آن را بر پیروان خود مقرر میدارد 

متن کامل در ادامه مطلب.

به طور کلی هر دینی دارای قواعد کلی و عام و فرگیر است که بر اساس جهان بینی و ایدئولوژی مربوط به خود آنها را صادر و اجرای آن را بر پیروان خود مقرر میدارد .

تقریباً در تمام ادیان یک سری قواعد مشخص و یکدست وجود دارد که مورد قبول نفس و ذات همه انسانها است و به طور کلی به آنها امور فطری میگویند مثلاً خوب بودن راستگویی و بد بودن دروغ ، مورد پسند بودن امانت داری و ناپسند بودن خیانت در امانت و …

امور فطری در مذهب شیعه به نام مستقلات عقلی مطرح میشود در مذهب سنی هم به نام فطرت ذاتی و در مسیحیت و یهود هم امور فطری مورد قبول بوده و جایگاه ویژه ای دارند .

اما برای اداره امور اجتماعی و زندگی روزمره پیروان ادیان معمولاً بعد از پایان دوره رسالت در هر دین و مطرح شدن چگونگی دوام و قوام دین بحثی به نام فقه مطرح میشود .

منظور از فقه در لغت یعنی غوص زدن و عمق مطلب را فهمیدن و در امور دینی منظور از فقه یعنی عمق قواعد دین را فهم کردن و فقیه کسی است که با تلاش و کوشش خود به عمق قواعد فقهی پی برده و به ملکه ذهنی و درونی رسیده است که توانایی استخراج احکام دین را از قواعد کلی و منابع شرعی دارد .

نقطه ضعف فقه در همین مسئله است که فقها پندارهای ذهنی خود را به نام ملکه ذهنی را در هر حالتی درست دانسته و اجرای آن قواعد را اجرای غیر مستقیم فرمان خدا میدانند .

حال اگر بپذیریم که فقهاء هم انسان هستند و هر انسانی در امور مربوط به حوزه انسانیت جایز الخطا است آنگاه مشکل اصلی فقه نمایان میشود یعنی تفسیر و صدور قواعد هر دینی بر عهده انسانهایی است که همانند هر انسان دیگری دارای صفات بد ، نقاط ضعف ، دنیا دوستی بخل و حسد و مانند آن هستند و اینجا است که این حقیر به شدت در صحت و سقم بسیاری از قواعد فقهی شک میکنم.

ادعای خنده دار هم این است که وقتی فقیهی به درجه اجتهاد رسید دیگر از بدی ها و پلیدی ها دور میشود این ادعا به این معنی است که فقیه به درجه عصمت میرسد که چنین ادعایی در هیچ مذهبی حتی شیعه که به عصمت اعتقاد دارد پذیرفته نیست . این ادعا همانند این است که بگوییم وقتی پزشکی به درجه فوق تخصص رسید دیگر در درمان بیماران اشتباه نمیکند .

به همین دلیل است که در فقه بحثی به نام تخطئه وجود دارد یعنی میگویند که اگر فقیهی در استنباط حکم شرعی به خطا رفت تکلیف چیست ؟

پاسخ بسیار خنده دار است به این صورت که فقیه چون در راه کشف حکم خدا تلاش کرده است مستجیر است و پاداش کار خود را میگیرد و پیروان او نیز ثواب میبرند حتی اگر حکم اشتباه باشد به همین راحتی و به همین سادگی یعنی خطای فقیه نه تنها مشکل ساز نیست بلکه دارای ثواب است البته ثواب آن کمتر از زمانی است که حکم درست را کشف میکند .

بنابر این وقتی که ما از حکم فقیهی در امور خود پیروی میکنیم همواره دو احتمال وجود دارد :

1 ـ حکمی که فقیه استخراج کرده است درست است و منطبق با حکم مورد نظر خداوند است .

2  ـ حکمی که فقیه به آن رسیده خطا و مخالف حکم مورد نظر خداوند است .

در نتیجه تمام دستورات فقهی معلق بین این دو احتمال است یعنی اگر حکم فقهی را دیدیم احتمال درست بودن آن 50 درصد است ،و ممکن صحیح یا فاسد باشد .

 به این علت است که این حقیر فکر میکنم برای انجام هر کاری ولو امور فقهی بهترین راه استفاده از نیروی عقل است که خداوند از آن به رسول باطنی تعبیر کرده وآن را عامل ممیز انسان را از سایر موجودات میداند .

با توجه به نیروی تعقل و توانایی انسان در شناخت خوب و بد بهترین راه این است که انسان بر اساس حکم عقل و توانایی های فطری که خدا به او عطا کرده است با موضوعات و احکام فقهی برخورد کند و هر آنچه را که عقل سلیم و فطرت انسانی پذیرف صحیح است و هر آنچه را که مطابق با عقل و فطرت او نبود را باید رد کند ولو اینکه از جانب فقیه هرچند عالی مقام صادر شده باشد .

به نظر میرسد که این مسئله که البته جای بحث زیاد دارد ساده ترین دلیل ممکن برای رد تقلید و استناد به حکم عقل باشد مگر نه اینکه خود فقهاء میگویند :

« کل ما حکم به العق حکم به الشرع و کل ماحکم به الشرع حکم به العقل » یعنی ( هر آنچه را که عقل به آن حکم کند شرع میپذیرد و هر آنچه را که شرع به ان حکم کند عقل میپذیرد ) و همواره ادعا میکنند که بین حکم عقل و شرع رابطه تلازم وجود دارد و احکام شرعی و عقلی لازم و ملزوم یکدیگر هستند ؟

بنابر این تکلیف اصول دین که مشخص است اما در فروع دین و احکام روزمره عقل نقش بسیار مهمی دارد ممکن است و اصلی ترین معیار برای اجرای احکام فقهی و پذیرش آن است .

ممکن است که بگویید خوب برای هر کاری ما به متخصص آن باید رجوع کنیم مثلاً وقتی که مریض میشویم خود به درمان خود بر اساس عقل نمیپردازیم و به پزشک مراجعه میکنیم پس در مسائل فقهی هم باید به متخصص مراجعه کنیم .

بنده هم منکر بحث تخصص در هر زمینه ای نیستم و میپذیرم که فقها در امور دینی متخصص هستند و هیچ انسانی خود به تنهایی قادر به حل تمام مسائل زندگی نیست اما پس از اینکه پزشک دارو را صادر کرد اگر آن دارو منطبق با عقل نبود ایا ما صرفاً به علت اینکه یک متخصص آن را تجویز کرده است آیا تن به آن درمان میدهیم مثلاً اگر پزشک بگوید برای درمان پا درد باید از قرص ضد حاملگی زنان استفاده نماییم یا به جای غذا باید فضولات حیوانات بخوریم آیا ما به آن عمل میکنیم ؟

قطعاً در مسائل فقهی هم وقتی حکمی از جانب فقیه صادر شد مخاطب باید ان را با حکم عقل بسنجد و در صورت انطباق حکم فقیه با فطرت و عقل آن را اجرا کند و در غیر اینصورت هیچ تکلیفی به اجرای آن ندارد و در صورت اجرای حکم هم نمیتواند ادعا کند که تکلیف از او ساقط شده است .

البته اگر بخواهیم صورت مسئله را پاک کنیم میتوانیم بگوییم ما مقلد هستیم و درستی و نادرستی و ثواب و عقاب حکم بر عهده فقیه است اما اگر به آیات قرآن نگاه کنیم میبینیم که در قرآن تقلید نه تنها توصیه نشده بلکه مذمت هم شده است و عامل مسئولیت انسان را عقل و اختیار او میداند و در هیچ کجای قران ذکر نشده که شما به علت اینکه مقلد بوده اید دارای مسئولیت اعمال خود نیستید .

البته بنده در مقالات بعدی خود قطعاً موضوعات مربوط به تقلید و عقل و حکم فقهی را بیشتر مورد بررسی قرارداده و سعی میکنم به نوبه خود برخی مسائل را برای خود و دیگر دوستان روشن و مشخص نماییم .

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۰۶
علی داوری مرام

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی